تبلیغات
مطالب جالب

مطالب جالب

پس از انتخاب قطعه «با تو» اثر فرزاد فرزین به عنوان بهترین قطعه در فستیوال ART FOOTBALL 2014  و تأخیر وب‌سایت رسمی مسابقات در اعلام نتایج این دوره، حرف و حدیث‌هایی در شبکه‌های اجتماعی در مورد چند و چون این ماجرا بر سر زبان‌ها افتاد و به نوعی سعی شد تا صحت و سقم این خبر که برای اولین بار توسط «موسیقی ما» منتشر شد، زیر سوال برود.
 
به دنبال این اتفاق، «موسیقی ما» بر آن شد تا با پیگیری بیشتر جزئیات دقیق‌تری از این رویداد فرهنگی-ورزشی در اختیار خوانندگان خود قرار دهد و به این ترتیب، پیگیری خبرنگار ما از طریق «حسین یاریار» (سرپرست تیم اعزامی هنرمندان به مسکو)، برای دریافت جزئیات بیشتر به یکی از اعضای هیئت ژوری این مسابقات ختم شد.

این عضو هیئت داوران این فستیوال که اصلیتی ایرانی دارد، در گفتگو با «موسیقی ما» توضیحاتی تفصیلی از چگونگی برگزاری و نوع انتخاب هنرمندان حاضر در این برنامه ارائه داد که در ادامه می‌خوانید:

توضیح: این گفتگو به صورت ایمیلی صورت گرفته و متن حاضر، از صحبت‌های رد و بدل شده بین خبرنگار «موسیقی ما» و «علی آتبین» (عضو هیئت ژوری این فستیوال) گلچین شده است.
 
***
 
  • * لطفاً در ابتدا درباره هیئت داوران این فستیوال و چگونگی انتخاب آنها توضیح دهید.
هیئت ژوری این مسابقات از 14 داور تشکیل می‌شد که تقریباً همه کشورها نمایندگانی را در بین داوران حاضر داشتند. نوع انتخاب اعضای هیئت داوران نیز به شکلی بود که مسئولین ارشد فرهنگی هر کشور از بین موزیسین‌های مطرح و سرشناس آن کشور، یک نفر را برای حضور در این جشنواره معرفی کرده‌اند.
 
  • * شما به عنوان نماینده ایران در این مسابقات به عنوان داور معرفی شده‌اید. کمی درباره سوابق کاری خودتان در زمینه موسیقی توضیح می‌دهید؟
من قبلاً در ایران کار موسیقی می‌کردم و حتی سه آلبوم نیز در شاخه پاپ منتشر کرده‌ام. بعد از چند سال به تحصیل موسیقی روی آوردم و در حال حاضر نیز موسیقی تدریس می‌کنم.
 
  • * لطفاً درباره چگونگی انتخاب هنرمندان هر کشور هم توضیح دهید.
ایتالیا، آلمان، انگلیس، ترکیه و اسپانیا از گروه‌های سرشناس و کلاس A خود برای این مسابقات نمایندگانی را فرستاده بودند. انتخاب نمایندگان سایر کشورها نیز به عهده خود مسئولین هر کشور بود و حتی چند گروه مطرح که جزو آرتیست‌های MTV هستند هم در این دوره از مسابقات حضور داشتند که خود نشانه‌ای از کیفیت بالای مسابقات بود.
 
  • * در مورد مکانیسم رأی‌دهی در این فستیوال برای ما توضیح دهید.
ما به هر خواننده و گروه در پنج قسمت رأی می‌دادیم که عبارت بودند از بهترین خواننده، بهترین آهنگ، بهترین گروه، بهترین اجرای زنده و بهترین اجرای موسیقی بی‌کلام. هر 14 داور به هر کدام از این بخش‌ها از 1 تا 10 نمره می‌دادند و در انتهای فستیوال، میانگین همه این نمرات، بهترین‌های این پنج شاخه اصلی را مشخص می‌کرد. بخش دیگر این مسابقات هم «BEST OVERALL» نام داشت که در واقع جایزه‌اش به تیمی می‌رسید که بیشترین رأی و کاندیدا را در پنج بخش نهایی داشت. در بخش بهترین قطعه فرزاد فرزین با قطعه «با تو» توانست بیشترین رأی را به خود اختصاص بدهد و بالاتر از همه رقبا قرار گیرد.
 
  • * اطلاع دارید چه تعداد رأی از سوی داوران به قطعه «با تو» با صدای فرزاد فرزین داده شده؟
بله، ولی با توجه به اینکه من عضو هیئت داوری هستم، نمی‌توانم ریز آراء را در اختیار رسانه‌ها قرار دهم. البته این را هم باید بگویم که قرار است وب‌سایت رسمی مسابقات به زودی این نتایج را اعلام کند.
 
  • * سایت رسمی مسابقات با تأخیرهای چند روزه اقدام به اطلاع‌رسانی می‌کند. مثلاً گزارش‌های اجرای فرزاد فرزین با 3 روز تأخیر روی خروجی این سایت قرار گرفت. دلیل این تأخیرها چه بود؟
بله، این ایراد کاملاً وارد است و دلیل‌اش هم این است که این سایت بر خلاف خبرگزاری‌های رسمی اینجا، کلاً اتفاقات را به صورت پکیج پوشش می‌دهد؛ یعنی پکیج ویدئو و عکس و گزارش تصویری. ظاهراً «کپی‌رایت» اتفاقات روز اختتامیه را هم به یک موسسه خصوصی واگذار کرده و قبل از انتشار از سوی آن مجموعه اجازه اطلاع‌رسانی نداشته‌اند. اما به زودی و ظرف روزهای آینده این سایت نتایج را اعلام خواهد کرد.
 
  • * فکر می‌کنید اجرای خوب «فرزاد فرزین» در این مسابقات بتواند تأثیری در نوع نگاه رسانه‌های خارجی در مورد موسیقی پاپ داخل ایران داشته باشد؟
ببینید این اتفاق قطعاً یکی از مهم‌ترین اتفاق موسیقی پاپ داخلی طی این سال‌های اخیر است. فرزاد فرزین اجرای بسیار خوبی را به نمایش گذاشت. در این دوره از مسابقات، کشور آلمان با این همه سرمایه‌گذاری و اعزام یکی از بهترین گروه‌هایش حتی نتوانست در یکی از شاخه‌ها جایزه‌ای بگیرد. این اتفاق که نماینده ایران توانسته یکی از مهم‌ترین جوایز را به خود اختصاص دهد، قطعاً بازتاب خوبی را برای موسیقی ایران می‌تواند در پی داشته باشد.


به گزارش «موسیقی ما»، رضا صادقی که طرفداران زیادی را در غرب کشور داراست، این بار در یک اجرای ویژه در شهر تبریز و تالار «چیچک» روی صحنه رفت و در حالی که استقبال دوستدارانش را شاهد بود، در یک اقدام جالب یکی از قطعات فولکلور آذری را با تسلط به زبان تُرکی اجرا نمود.

صادقی ابتدای برنامه‌اش را با قطعه «داشتم فراموشت می‌کردم» آغاز کرد و در حالی که ارکستر در حال نواختن ملودی این قطعه بودند، روی صحنه آمد و پس از قرار گرفتن پشت میکروفن و پس از مشاهده استقبال هموطنان آذری زبان اش با صدایی بلند گفت: «سلام آذربایجان...» این آغاز جالب آقای مشکی پوش با واکنش شدید حاضرین در سالن رو به رو شد و همه دوستداران این خواننده به صورت ایستاده از خواننده مورد علاقه شان استقبال کردند.

صادقی پس از اجرای قطعه اول در صحبت‌های کوتاه روبه دوستدارانش گفت : «خداوند قطعا خیلی من را دوست دارد که افتخار اجرا در شهر «شور و شعور و شهریار» را به من داده و از این بابت خوشحالم. مردم آذربایجان از جمله مردمان فداکار ایران عزیز هستند و همیشه آرزو داشتم برای آنها اجرای برنامه داشته باشم.آذربایجان و مردم اش همیشه برای من از احترامی فراوان برخوردارند و نماد تلاش و آزادگی هستند.»

این خواننده در حالی سخنانش را ادامه داد که جمعیت حاضر در سالن حال تشویق او بودند: «شاعر بزرگ این سرزمین استاد «شهریار» و آثارش را همیشه دوست داشته و دارم و از همین جا به این بزرگ ماندنی سلام و درود می فرستم و امیدوارم لیاقت ترانه خوانی در مهد فرهنگ کشور را داشته باشم.» صادقی پس از گفتن این جملات از همه حاضرین در سالن خواست که به احترام تمام شهدای آزاده سرزمین آذربایجان و به قول خودش «آنهایی که بی منت رفتند تا ملت ایران کرامت شان حفظ شود»، و همه اهالی فرهنگ و هنر ده ثانیه به صورت ایستاده دست بزنند که این خواسته صادقی با استقبال حاضرین در سالن رو به رو شد تا فضای جالبی در سالن بوجود بیاید.

صادقی پس از این سخنان برنامه اش را ادامه داد و با قطعاتی چون : «نترس»، «عاشقتم»، «کفش آهنی» و ... برنامه اش را پیش برد. صادقی در بین قطعاتش به معرفی نوازنده ها و اعضای ارکستر اش می پرداخت و در ابتدای برخی قطعات که با تک نوازی نوازنده هایش همراه بود از مردم می خواست برایش دست بزنند.

صادقی در اواسط برنامه اش رو به حاضرین گفت: «همیشه به اصالت ام که یک بندری هستم افتخار می کنم و اعتقاد دارم حفظ اصالت ها در بین قوم های ایرانی، بزرگترین ثروت ما مردمان پارسی زبان است. برایم لذت بخش است که در خطه آذربایجان و برای این مردمان پاک آثار بندری اجرا کنم و میدانم که چقدر مردم با محبتی دارید.»

اجرای چند قطعه بندری با تک نوازی های عود «مرتضی کریمی» سالن محل برگزاری برنامه را غرق در شور و هیجان کرد و پس از این بخش از برنامه، صادقی غافلگیری و سوپرایز ویژه برنامه اش را رو کرد

پس از این قطعات و درحالی که سالن غرق در سکوتی کنجکاوانه بود، «پویا نیک پور» (رهبر ارکستر و نوازنده پیانو) ملودی یکی از قدیمی ترین و محبوب ترین قطعات فولکلور آذربایجان یعنی «کوچه لر» را نواخت و پیش از اینکه صادقی برای خواندن این قطعه اقدام کند، مردم حاضر در سالن با انرژی وصف ناشدنی و صدایی که به خوبی به صدای گروه و صادقی غلبه کرده بود، این قطعه را خواندند و همین استقبال باعث شد صادقی سکوت اختیار کند و فقط با لبخندی جالب، به حاضرین در سالن تعظیم کند و بار دیگر با صدای بلند بگوید: «درود آذربایجان ...»

پس ازدقایقی خود این خواننده با همراهی چند نوازنده مهمان (که از نوازنده های سرشناس سازهای آذری و بومی تبریز بودند)، قطعه «کوچه لر» را با تسلط اجرا کرد تا شاهد تشویق های مکرر حاضرین در سالن و اشک شوق آنها باشد.

صادقی با دیدن این صحنه رو به حاضرین گفت : «امیدوارم لیاقت این همه محبت را داشته باشم. اجرای امشب یکی از اجراهایی بود که تا همیشه در ذهن من خواهد ماند و امیدوارم باز هم افتخار اجرا در این سرزمین دوست داشتنی را داشته باشم.»

گفتنی ست «رضا کمالی» و «دومان صوفیانی» تهیه کننده های کنسرت رضا صادقی در تبریز بودند که پس از سالها، بالاخره چرخه برگزاری کنسرت های پاپ را در این بخش از کشور راه به حرکت در آورده اند. سیروان خسروی، فرزاد فرزین و ... از جمله خواننده هایی بودند که با تلاش این دو چهره در تبریز روی سن رفته بودند.

نوازنده هایی از قبیل «حسین شریفی»، «علی شهبازی»، «آرش مقدم»، «مرتضی کریمی»، «مهرداد و میلاد عالمی» و ... در این اجرا رضا صادقی را همراهی نمودند.


برای مردی که تنها رفیقش سقف و دیواره
شباشم ابری و دلگیر اونم از دود سیگاره
یه مرده خسته از راهی که خسته است از زمین خوردن
که سقف آرزوهاشم خلاصه میشه تو مردن
نخواست باور کنه اینو که رسم روزگار اینه
که تنها همدم شب هاش یه مشت آهنگ غمگینه
که عشقش جا زد و رفت و از این غمگین ترم میشه
کسی که قصه اش این باشه کسی که با یه کم گریه
با این آهنگ سبک میشه

آره دیوونگی کردی ولی مردونگی اینه
که جز این سقف و این دیوار کسی اشکاتو نمی بینه
همش از خود گذشتن بود که این خاصیت مرده
که طعم شور هر اشکی نمک گیرش نمی کرده

نخواست باور کنه اینو که رسم روزگار اینه
که تنها همدم شب هاش یه مشت آهنگ غمگینه
که عشقش جا زد و رفت و از این غمگین ترم میشه
کسی که قصه اش این باشه کسی که با یه کم گریه
با این آهنگ سبک میشه


پای هفت سین تک و تنها اونقدر حالم خرابه
دیگه حتی ماهی از دلتنگی اومده رو آبه
اگه می بینی که روزیه خدا برات کمه
آخه چشممون به سکه های سفره غمه
عید امسال خیلی سوت و کورتر از سالای پیشه
وفتی تنهایی سبزه عید بد جوری پژمرده میشه
می دونم سال دیگم غمگین تر از سالای قبله
پس آرزوی سال تحویلم همون دعای قبله
که خدایا ....
کاری کن تو چهره مردممون خنده رو لب باشه
نبینیم که هیچکسی محتاج یه لقمه نون شب باشه
نذارهیچکی با غمو غصه پای هفت سین بشینه
سال تحویل خاطرات مردشو دورش بچینه


باور کنم یا نکنم قلبمو جا گذاشت و رفت
طفلکی دل سادمو تو غم تنها گذاشت و رفت

باور کنم یا نکنم

نه خودش موند ، نه خاطره هاش
تنها چیزی که مونده جای خالیشه
قصه ی دنباله داره رفتنش هنوز
شبا مثه یه ستاره از ذهنم رد میشه
دلخوشیهامو زیر پاش گذاشت و گذشت
حالا فقط منم ، منِ بی انگیزه
کسی که دنیای من بوده یه روز
نبودنش داره دنیامو بهم میریزه

باور کنم یا نکنم قلبمو جا گذاشت و رفت
طفلکی دل سادمو تو غم تنها گذاشت و رفت
باور کنم یا نکنم قلبمو جا گذاشت و رفت
طفلکی دل سادمو تو غم تنها گذاشت و رفت

باور کنم

باور کنم یا نکنم قلبمو جا گذاشت و رفت
طفلکی دل سادمو تو غم تنها گذاشت و رفت
باور کنم یا نکنم قلبمو جا گذاشت و رفت
طفلکی دل سادمو تو غم تنها گذاشت و رفت

باور کنم


او از 5 سالگی نوازندگی پیانو را زیر نظر استاد آلمانی در مدرسه موسیقی آزاد شهر بخوم آغاز نمود و بعد از تحصیلات پدرش و پس از بازگشت به ایران علاقه خود را به موسیقی بیشتر دید و به صورت جدی تر موسیقی شرقی را دنبال کرد . پدر یکی از دوستان او استاد مسعود میردامادی صدای او را شنید و با تایید استعداد و صدای بابک جهانبخش بهترین مشوق او شد و این باعث شد تا بابک جهانبخش شروع خیلی حرفه ای را آغاز کند و دوره های آموزشی جدید را طی کرد و در سال 76 مجوز رسمی خود را از صدا و سیمای جمهوری اسلامی ایران دریافت کرد که در آن زمان با تایید محمد علی معلم همراه بود و در همان سال یک کار را برای صدا و سیما ضبط نمود ، در اوایل ، موسیقی بابک جهانبخش سبک پاپ سنتی را دنبال می کرد اما به پیشنهاد یکی از اساتید موسیقی تغییر سبک پاپ سنتی به پاپ را به او دادند و با پذیرش این پیشنهاد باعث شد تا چند سالی وقفه در فعالیتهای او بیفتد اما در این مدت او به آموزش و فراگیری دیگر دوره های موسیقی پرداخت و سرانجام در سال 82 تولید اولین آلبوم او شروع شد و در سال 84 آلبوم چی شده را روانه بازار کرد و در همان سال هم به عنوان دومین پدیده سال انتخاب شد

آلبوم دوم او درسال 87 با نام بی اسم ، آلبوم سوم او در سال 89 با نام احساس و آلبوم چهارم او در سال 90 با نام زندگی من را منتشر کرد .

از مواردی که می توان در مورد بابک جهانبخش یاد کرد اینکه او پس از یادگیری پیانو نوازندگی گیتار را نیز فرا گرفت و سپس مبانی آهنگسازی و تنظیم دوره های تئوریک موسیقی را زیر نظر اساتید بزرگ موسیقی همچون مرتضی دلشاد مجتبی میرزاده مسعود میردامادی و....... را طی کرده و با موفقیت به اتمام رسانده است .

بیوگرافی بابک جهانبخش,بابک جهانبخش,عکس بابک جهانبخش

 

بابک جهانبخش در رزومه کاری خود اجرای چند تک آهنگ مناسبتی را نیز داردکه آنها در آلبوم هایی با نام هشت ، خاص و ...... ارائه شده است همچنین او چندین تیتراژ تلویزیونی و سینمایی را نیز اجرا کرده است .
او با برگزاری کنسرت های فراوانی در ایران و خارج از کشور تجربه بسیار خوبی در زمینه اجرای زنده دارد .
بابک جهانبخش هم اکنون در حال تهیه و انتشار آلبوم پنجم خود با نام من و بارون است که این آلبوم ، آلبوم متفاوتی از او خواهد بود ، این آلبوم به تهیه کنندگی محمد رضا خانزاده مدیر برنامه خود و مدیر عامل شرکت اکسیر نوین در حال تهیه می باشد .


احسان تهرانچی خواننده ، آهنگ ساز و تنظیم کننده
متولد تبریز سال ۱۰/۰۴/۱۳۷۰ (دهم تیرماه)
ساکن کرج
از بچگی عاشقانه به موزیک علاقه داشت و موسیقی رو از سنین کودکی با نواختن گیتار آغاز کرد
از سال ۸۵ وارد دنیای حرفه ای موزیک شد
اولین کار وی قطعه دلتنگی بود که در سال ۸۸ پخش شد(البته بطور رسمی)
پس از ۲سال کار آلبوم ۷ سال را در اواخر سال ۱۳۸۹به بازار عرضه کرد
خواننده مورد علاقه احسان : شادمهر عقیلی


به گزارش «موسیقی ما»، فرزاد فرزین به عنوان نخستین نماینده رسمی ایران در جام جهانی هنرمندان در مسکو معرفی شد و در فضایی با گنجایش بیش از پانزده هزار نفر در این شهر به اجرای برنامه خواهد پرداخت.

فرزاد فرزین ضمن تائید خبر حضور اش در این فستیوال، درباره محتوای برنامه های خود برای این اجرا گفت: «چند کار اکتیو و چهار قطعه انگلیسی را برای این اجرا تدارک دیده ایم که تمام سعی ما این است که با برنامه ای انرژیک و قوی بتوانیم سفیر فرهنگی خوبی برای ایران در این رقابت ها باشیم.»

هیئت داوران این فستیوال در بخش های مختلف (پرفورمنس، کنسرت، رقص های آئینی و ...) همه ساله با انتخاب بهترین های بخش های مختلف، انگیزه حاضرین در این فستیوال را برای حضور در این برنامه ها چند برابر کرده اند و همه ساله شبکه های معتبری چون MTV به معرفی استعداد ها و ستاره های برگزیده این فستیوال پرداخته اند.

فستیوال Art Footballهمه ساله در کشورهای مختلف جهان برگزار می شود و هنرمندان کشور های مختلف در قالب تیم های فوتبال، در گروه های چهار تیمی رقابت هایی جذاب را برگزار می کنند که همواره با پوشش قوی رسانه ای نیز رو به رو می شود.
تیم هنرمندان ایران برای نخستین بار است که به دعوت رسمی کمیته برگزاری مسابقات، در این فستیوال حضور دارد.

در دوره قبلی این رقابت ها «پله» (اسطوره فوتبال برزیل) به همراه یک گروه محلی برزیلی به یک باره روی صحنه آمد و به اجرای موسیقی پرداخت!

تیم هنرمندان ایران در این دوره از بازیها با تیم های برزیل، استونی و آلمان هم گروه است و در گروه های دیگر نیز کشورهایی از جمله ایتالیا، روسیه ، کره جنوبی و... حضور دارند.

شکل برگزاری این رقابت ها نیز در نوع خود جالب توجه است و پس از برگزاری رقابت های فوتبال در هر روز، نماینده های فرهنگی کشور های مختلف در شاخه های گوناگون به اجرای برنامه می پردازند که اجرای رقص آئینی و برگزاری کنسرت از جمله این برنامه های فرهنگی ست که معمولا با استقبال قابل توجهی نیز رو به رو می شود.

این دوره از رقابت ها از تاریخ 23 May (دوم خرداد) لغایت 1 June (یازده خرداد) در شهر مسکو و فضای باز و تجهیز شده recreation park برگزار خواهد شد.

چهره هایی از قبیل «علی لهراسبی»، «علی عبدالمالکی» و «محمدرضا عیوضی» از چهره های موسیقی حاضر در ترکیب تیم هنرمندان ایران در این رقابت ها هستند.

این برای نخستین بار است که یک خواننده پاپ از ایران به صورت رسمی در یک فستیوال جهانی شرکت می کند و جالب اینجاست که «فرزاد فرزین» در روزی قرار است به اجرای برنامه بپردازد که بعد از او گروه مشهور اسپانیایی The Voice of the Gipsy به اجرای برنامه خواهند پرداخت.

محل برگزاری اجراهای زنده در یک محوطه باز با گنجایش پانزده هزار نفر پیش بینی شده است و این اجراها همه روزه از شبکه Russia 2 به صورت زنده در تمام جهان پوشش داده می شود.


«حمید عسکری» برای اولین بار در سال 93 با مخاطبان تهرانی خود دیدار کرد. این دومین کنسرت او پس از انتشار آلبوم «خوشبختی» در پایتخت بود که شامگاه 26 اردیبهشت ماه و طی دو سانس روی صحنه رفت. خواننده سه‌گانه «کما» که این روزها در تدارک برگزاری دور جدیدی از تور کنسرت‌های خود در شهرستانها است با رپرتواری متفاوت به اجرای برنامه پرداخت. وی این بار تمامی قطعات آلبوم خوشبختی به همراه قطعات خاطره‌انگیز سه آلبوم قبلی را اجرا کرد. از سوی دیگر ارکستر او و سازبندی قطعات هم دستخوش تغییراتی شده بود. روایت سایت «موسیقی ما» از وقایع این کنسرت در ادامه پیش روی شما قرار دارد:

در ابتدای برنامه کلیپی از کنسرت هایی که توسط شرکت «سُل‌فا» طی سال‌های گذشته روی صحنه رفته بود پخش شد. موسیقی ریتمیک این کلیپ و پخش تصاویر خواننده‌ها و گروه‌های مختلف خیلی‌ها را به وجد آورد و پس از اتمام آن بعضی‌ها فریاد دوباره دوباره سر دادند! لحظاتی بعد حمید عسکری خیلی آرام وارد استیج شد و انتظار می‌رفت که این آرامش با شروع کنسرت هم تداوم داشته باشد. اما قطعه «خوشبختی» برای شروع برنامه انتخاب شده بود که بهره‌گیری از دو ساز پرکاشن و ویولن هیجان این ترانه شش‌وهشت را بیشتر کرد. عسکری پس از یک سلام و خوش‌آمدگویی سری به خاطرات آلبوم‌های کما زد و قطعات «تلافی» و «اگه به تو نمیرسم» را اجرا کرد.

این خواننده پس از «هوای گریه»، «خسته شدم» و «تقاص» اقدام به معرفی «مرتضی پاشایی» کرد و گفت: «من یکی از فن‌های مرتضی پاشایی هستم.» وی سپس قطعه «آهنگی که دوست داشتی» را به او تقدیم کرد. کنداکتور برنامه همینطور پیش می‌رفت تا اینکه تماشاگران مجدداً مرتضی پاشایی را صدا کردند و حمید عسکری با همان لحن طنز خاص خودش خطاب به پاشایی گفت: «کنسرت ما را مختل کردی! آیا محبوبیت تا این حد مجاز است؟! اکنون از همه حاضرین می‌خواهم طوری مرتضی را تشویق کنند که همه بدانند طرفداران حمید عسکری چقدر بامعرفت‌اند!»

این خواننده در کنسرت بهاری خود اکثر قطعات آلبوم خوشبختی را اجرا کرد و انتخاب‌های خوبی هم نظیر «قسمت»، «سنگ غرور»، «عشق تو» و «من کجای زندگیتم» از قطعات هیت و خاطره‌انگیز خود داشت. البته با وجود اینکه قطعات اسلو در آلبوم چهارم حمید عسکری زیاد بودند، اما هنوز هم عاشقانه‌هایی نظیر «ستاره» و «خالکوبی»، اغلب مخاطبان عسکری را به اعماق خاطرات پرتاب می‌کند. این نکته را می‌شد از همخوانی‌های آنها در این قطعات فهمید.

 

*حواشی:

*«مرتضی پاشایی»، «امیرحسین رستمی»، «شهاب اکبری»، «زهرا عاملی»، «مهدی مدرس»، «امین بامشاد»، «امیر بذرافشان»، «داود حیدری» و «مهدی شیری» به عنوان مهمانان ویژه در سانس دوم حضور داشتند.

*پوریا حیدری (کیبورد و بک‌وکال)، محمدعلی نصری (گیتار الکتریک)، بهادر خانزاده (ویولن)، کیوان ملک (پرکاشن)، سعید صارمی (پرکاشن)، عمید بنکدار (گیتار بیس)، امین قمی‌نژاد (درامز)، میلاد اکبری (گیتار) و فرهاد بهبهانی (گیتار نایلون) اعضای ارکستر به رهبری «منصور جنید» (کیبورد) را تشکیل می‌دادند.

*استیج برنامه طراحی دکور جالب و هوشمندانه‌ای داشت. زیرا امسال پنجاهمین سالگرد تولید نوار کاست است و به همین دلیل چند نوار کاست قدیمی در بالای استیج قرار داشت. بر روی این نوارها نام آلبوم‌های گذشته حمید عسکری درج شده بود. همچنین بر روی یکی از آنها عبارت پنجاهمین سالگرد تولد نوار کاست گرامی باد خودنمایی می‌کرد.

*این کنسرت توسط شرکت «سُل‌فا» به مدیریت «مجید طوسی» برگزار شد که عوامل اجرایی و مدیران این شرکت همکاری شایسته‌ای با خبرنگاران و اهالی رسانه‌ها داشتند.


خواننده آلبوم «یکی هست» در ادامه اجراهای زنده اش در شهرستان های کشور، این بار در غرب ایران به اجرای برنامه می پردازد.

به گزارش «موسیقی ما»، مرتضی پاشایی که در روزهای گذشته در شهرستان های مختلف کشور به اجرای زنده پرداخته است، این بار در کرمانشاه روی صحنه می رود و با توجه به استقبال خوب دوستداران موسیقی از این برنامه، اجرای این خواننده برای سه سانس دیگر نیز تمدید شد.

این خواننده در روزهای 14 و 15 و 16 اردیبهشت در کرمانشاه به اجرای زنده خواهد پرداخت و با توجه به اینکه سالن اجرای برنامه این خواننده در روزهای بعدی کنسرتش در اختیار برنامه های دیگر است، کنسرت گذار این برنامه تصمیم گرفت که در یکی از روزهای این تور، سانس فوق العاده ای را در ساعت ده صبح برگزار نماید و همه بلیت های این برنامه به فروش رفت تا مشخص شود مرتضی پاشایی در این نقطه از کشور دوستداران زیادی دارد.

گفتی ست این خواننده در حال کار کردن روی آلبوم جدید خود است و آلبوم جدیدش به گفته وی تا اواسط امسال به بازار موسیقی کشور خواهد آمد.


بنابراین با توجه به شرایط خود و فرزندتان به‌گونه‌ای تصمیم بگیرید که به نفع هر دوی شما باشد. انجام وظایف مادری شاید یکی از جالب‌ترین، مشکل‌ترین و در عین حال شیرین‌ترین وظایفی است که هر کس در نقش مادر آن را تجربه می‌کند. حالا اگر به این موضوع احساسات ناشی از تنها گذاشتن فرزندتان در خانه و بازگشت به محیط کار را هم اضافه کنید، آنگاه عظمت کار مادران شاغل را بیشتر درک می‌کنید. شاید ابتدا به‌نظر آسان برسد اما لحظه دل کندن مادر از فرزند برای رفتن به سر کار تجربه‌ای است که هر مادر شاغلی با آن آشناست.

همه مادران هنگام برگشت به محیط کار با سؤالاتی مانند اینها مواجه می‌شوند:«آیا می‌توانم همزمان از عهده وظایف کاری و خانوادگی خود برآیم؟ اگر نتوانم سر کار بروم چطور می‌توانیم از عهده مخارج برآییم؟ آیا می‌توانم از خودم راضی باشم؟ این موضوع چه تأثیری بر فرزندم می‌گذارد ؟و...».  در واقع همه مادران شاغل با این سوالات مهم مواجه می‌شوند و بهتر است هر کس با توجه به کمک و مشورت با دیگران در نهایت تصمیم بگیرد.

تصمیم‌گیری مهم
هنگام تصمیم‌گیری درباره کار کردن عوامل متعددی مانند اهمیت شغل و کار، فرستادن کودک به مهد، استخدام پرستار، کمک گرفتن از خانواده برای نگهداری کودک و... به میان می‌آیند. مادر نیز باید با درنظر گرفتن تمام این موارد تصمیم بگیرد. البته این رفتار کودکان است که به ما نشان می‌دهد آیا توانسته‌ایم از عهده وظایفمان برآییم و تصمیم درستی بگیریم یا نه. این موضوع نیز در مورد افراد مختلف متفاوت است و هیچ‌کس نمی‌تواند درباره دیگری قضاوت کند.

مادران شاغل با تولد فرزند خود نظر متفاوتی نسبت به کارشان پیدا می‌کنند. گاهی احساس می‌کنند بین شغل و فرزندشان محصور شده‌اند و باید بتوانند توازن خوبی بین این دو برقرار کنند و به بهترین نحو از پس هر دوی آنها برآیند ولی باید نیازهای کودک و موقعیت خود را بسنجند، درباره آنها با همسرشان صحبت کنند و تصمیم بگیرند چه چیزی آرامش بیشتری به‌آنها و زندگی خانوادگی‌شان می‌بخشد.

ممکن است نظر اطرافیان هم بسیار متفاوت باشد؛یعنی هر کس درباره تنها گذاشتن کودک در خانه و بازگشت شما به محل کار نظر خاصی دارد. برخی می‌گویند نگهداری از فرزندتان مهم‌تر است و عده‌ای هم عقیده دارند حیف است کارتان را ترک کنید و فقط به انجام وظایف بچه‌داری بپردازید. شما می‌توانید همه این نظرات را بشنوید و از تجارب اطرافیان خود استفاده کنید اما فراموش نکنید این موضوع بسیار جدی و شخصی است و فقط شما و همسرتان هستید که باید تصمیم بگیرید.

کار نیمه‌وقت، کار در خانه و...
یکی از راه‌حل‌هایی که به ذهن بسیاری از مادران می‌رسد، بهره‌برداری از مزایای کار نیمه‌وقت است. بدین‌ترتیب آنها می‌توانند هم‌زمان بیشتری را با فرزندشان بگذرانند و هم شاغل بمانند و وقت آزادی داشته باشند. البته این راه برای همه مادران عملی نیست و بعضی کارها را نمی‌توان به‌طور نیمه‌وقت انجام داد. از نظر عده‌ای نیز همزمانی کار در خانه و نگهداری از کودکان گزینه خوبی است. البته این کار به سادگی انجام‌پذیر نیست زیرا خود بچه‌داری تمام وقت شما را به‌خود اختصاص می‌دهد و وقتی برای انجام کارهای خانه برایتان باقی نمی‌ماند. شاید هم بتوانید با هماهنگی محل کارتان روزهای کمتری سر کار بروید یا اگر ذهن خلاقی دارید می‌توانید چیزهایی درست کنید و بفروشید؛ برای مثال می‌توانید کارت تبریک یا صنایع دستی بسازید و با فروش آنها درآمدی داشته باشید. البته شاید هیچ‌کدام از این موارد در مورد شما صدق نکند و مجبور باشید به‌طور تمام وقت کار کنید.

بازگشت به محیط کار
باید پس ازپایان مرخصی مقدمات بازگشت به‌کار را آماده کنید. بنابراین باید برنامه‌هایی برای خودتان ترتیب دهید که به شما اعتماد به نفس بیشتری برای بازگشت به‌کار بدهد. بهتر است مدتی به موضوعاتی که بر کیفیت زندگی‌تان به‌عنوان مادری شاغل تأثیر می‌گذارد فکر کنید؛ نگهداری از کودک، خواب، کمک گرفتن از همسر یا خانواده و رسیدگی به‌خودتان.

البته طبیعی است که نخستین روزهای بازگشت به‌کار با نگرانی درباره کودکتان و پریشانی افکار همراه است. بنابراین با وجود اینکه شاید خیلی سخت به‌نظر می‌رسد ولی سعی کنید درست عمل کنید زیرا شما باید در محیط کار نیز با قدرت حاضر شوید. البته مدتی طول می‌کشد تا دوباره با فضای کار و پذیرش اینکه نوزادتان بدون شما هم حالش خوب است، عادت کنید. طبیعی است دلتان برای فرزندتان تنگ می‌شود اما با گذشت زمان تحمل این دوری آسان‌تر می‌شود. شما می‌توانید روزهای اول بازگشت به‌کار زودتر به خانه برگردید تا هم خودتان و هم فرزندتان به‌تدریج به نبود یکدیگر عادت کنید.

نگهداری از کودک
بعد از بازگشت به کار، مهم‌ترین موضوع پیدا کردن بهترین راه برای نگهداری از کودک است. رفتن به مهدکودک، کمک گرفتن از خانواده، استخدام پرستار بچه و... راه‌هایی هستند که پیش‌روی شما قرار دارند. در هر صورت هزینه نگهداری از کودک یکی از مخارج اصلی شما خواهد بود. البته نوع نگهداری از کودک هم به سن او بستگی دارد؛ مثلا نیازهای یک نوزاد کاملا با کودکی 3 ساله متفاوت است. نگهداری از کودکتان توسط افراد خانواده و دوستان و آشنایان یکی از رایج‌ترین راه‌هایی است که پیش‌روی شما قرار می‌گیرد و اگر مجبور هستید کار کنید و قادر به پرداخت هزینه‌های استخدام پرستار یا مهدکودک نیستید، بهترین راه خواهد بود.

درصورتی که برای نگهداری از کودکتان به مادر خود یا هر کس دیگری از افراد فامیل متکی هستید باید حتما شیوه تربیتی هماهنگی را مدنظر قرار دهید؛ مثلا اگر فرزندتان عادت دارد به شیوه خاصی یا در ساعت خاصی بخوابد دیگران هم باید در جریان قراربگیرند. همچنین اگر تصمیم دارید به شیوه خاصی به او غذا بدهید یا مراقبت کنید، حتما با کسی که در نبود شما از او مراقبت می‌کند هماهنگ باشید.

آماده کردن کودک
هنگامی که می‌خواهید کودک را تنها بگذارید، باید ابتدا او را با کسی که می‌خواهد از او در خانه مراقبت کند یا مهدکودک آشنا کنید. طوری که پس از بازگشت به‌کار چند روز با او به مهدکودک یا نزد پرستارش بروید. روزهای اول را حتما ساعاتی را در کنارش بمانید و بعد از چند روز، کم‌کم بیشتر او را تنها بگذارید تا بهتر با شرایط جدید آشنا شود. البته طبیعی است هفته‌های اول هم به شما و هم فرزندتان سخت بگذرد ولی نگران نباشید چون کم‌کم عادت می‌کنید.

همه کودکان هم به یک شیوه با مسئله ترک مادر برخورد نمی‌کنند؛ بعضی از آنها با خوشحالی از مادر خداحافظی می‌کنند تا به محل کارش برود اما گاهی چنین نیست و کودک ساعت‌ها گریه می‌کند. بنابراین سعی کنید خداحافظی‌هایتان طولانی نباشد. همچنین بدون خداحافظی از فرزندتان جدا نشوید. اگر ترک فرزندتان در دوران نوزادی دشوار است وقتی بزرگ‌تر شود یعنی زمانی که می‌تواند به شما بگوید نمی‌خواهد به مهدکوک برود یا به شما التماس می‌کند سر کار نروید، دشوارتر خواهد بود. کودک شما احساستان را کاملا درک می‌کند و متوجه می‌شود مضطرب یا ناراحتید؛یعنی اگر ناراحت و مضطرب باشید تأثیر بدی بر او می‌گذارد. پس سعی کنید در حضور فرزندتان خیلی قاطع و قدرتمند عمل کنید. کاملا روحیه‌تان را حفظ کنید و فراموش نکنید شما تنها مادری نیستید که مجبورید برای کار کردن، ساعاتی را به دور از فرزندتان باشید.

البته کودکان نیز معمولا زمانی که والدینشان از دیدشان دور می‌شوند، راحت‌تر قضیه را درک می‌کنند و آرام می‌شوند. بنابراین نگران و ناراحت این موضوع نباشید. وقتی به محل کارتان می‌رسید حتما با مهدکودک یا کسی که مراقبت از فرزندتان را برعهده دارد، تماس بگیرید. به‌احتمال قوی او به شما اطمینان می‌دهد که کودکتان دیگر گریه نمی‌کند و دارد بازی می‌کند. شما باید رابطه خوبی با کسی که از فرزند شما مراقبت می‌کند داشته باشید. اما اگر در بعضی موارد شیوه کارش را دوست ندارید با صراحت و بدون کنایه موضوع را با او مطرح کنید. البته لحن صدای شما باید گرم و دوستانه باشد. پس برای این کار زمانی را انتخاب کنید که ناراحت و خسته نیستید. در غیراین صورت شاید نتیجه دلخواه را نگیرید.

بعضی کودکان وقتی از مهدکودک، پرستار یا هر کسی که از او مراقبت می‌کند جدا می‌شوند فریاد می‌زنند یا گریه می‌کنند. در واقع این رفتارها شیوه تخلیه احساسات کودک در پایان یک روز طولانی است. زیرا او احساس می‌کند اکنون که به آغوش شما بازگشته می‌تواند احساسش را نشان دهد. این موضوع ممکن است برای شما دشوار باشد اما به این معنا نیست که فرزندتان شما را دوست ندارد یا ترجیح می‌دهد با پرستارش بماند و به خانه برنگردد.

مراقبت‌های لازم
هنگامی که بچه‌دار می‌شوید به‌نظر می‌رسد می‌توانید همیشه شاد و خوشحال باشید و نباید هیچ‌گاه احساس خستگی کنید اما حفظ این موارد همیشه هم آسان نیست و باید بسیار مراقب خود باشید تا قدرت لازم را برای مراقبت از فرزندتان داشته باشد. ضمن اینکه بتوانید در خانه و محل کار هم به خوبی از پس وظایفتان برآیید. بنابراین همیشه وقتی را برای تجدید قوا و به یاد آوردن اینکه فقط یک مادر، همسر و کارمند نیستید درنظر بگیرید.ممکن است از رفتن به گردش و تنها گذاشتن فرزندتان در خانه - درحالی‌که تمام روز در محل کارتان بوده‌اید احساس گناه کنید. اما این کار هم به نفع شما و هم تمام اعضای خانواده‌تان خواهد بود زیرا تجدید قوا به شما کمک می‌کند تا بهتر بتوانید همه کارهایتان را انجام دهید.
بنابراین سعی کنید بهترین دوست خود باشید و به جای ارزیابی‌های مختلف، پیام‌های مثبتی به‌خود ارسال کنید. مطمئن باشید این کار به‌تدریج تغییرات خوبی برایتان به‌دنبال خواهد داشت

.ممکن است بعد از بازگشت به‌کار نتوانید مانند قبل از کارتان لذت ببرید و ترکیب آن را با انجام وظایف مادری سخت ببینید. شاید فکر کنید کودکتان هم به دور از شما نمی‌تواند شاد باشد اما فراموش نکنید تمام این احساسات زودگذر خواهند بود و خیلی زود به همه‌‌چیز عادت می‌کنید. پس زیاد سخت نگیرید و سعی کنید هم از تمام ساعات کاری و هم از تمام لحظاتی که در کنار خانواده‌تان هستید لذت ببرید.

منبع: میگنا


دانشجویی سر کلاس فلسفه نشسته بود. موضوع درس درباره خدا بود.

استاد پرسید: آیا در این کلاس کسی هست که صدای خدا را شنیده باشد؟ کسی پاسخ نداد.

استاد دوباره پرسید: آیا در این کلاس کسی هست که خدا را لمس کرده باشد؟ دوباره کسی پاسخ نداد.

استاد برای سومین بار پرسید: آیا در این کلاس کسی هست که خدا را دیده باشد؟ برای سومین بار هم کسی پاسخ نداد. استاد با قاطعیت گفت: با این وصف خدا وجود ندارد.

دانشجو به هیچ روی با استدلال استاد موافق نبود و اجازه خواست تا صحبت کند. استاد پذیرفت. دانشجو از جایش برخواست و از همکلاسی هایش پرسید: آیا در این کلاس کسی هست که صدای مغز استاد را شنیده باشد؟ همه سکوت کردند.

آیا در این کلاس کسی هست که مغز استاد را لمس کرده باشد؟ همچنان کسی چیزی نگفت.

آیا در این کلاس کسی هست که مغز استاد را دیده باشد؟

وقتی برای سومین بار کسی پاسخی نداد، دانشجو چنین نتیجه گیری کرد که استادشان مغز ندارد!


سازمان بهداشت جهانی برای آزمایش یک واکسن خطرناک وجدید احتیاج یه داوطلب داشت. از میان مراجعین فقط سه نفر واجد شرایط اعلام شدند:

یک آلمانی ،یک فرانسوی و یک ایرانی قرار شد با تک تک آنان مصاحبه شود برای انتخاب نهایی مصاحبه از آلمانی پرسید: برای اینکار چقدر پول میخواهید؟

او گفت من صد هزار دلار، این را میدهم به زنم که اگر از این واکسن مردم یا فلج شدم، زنم بی پول نماند.

مصاحبه گر او را مرخص کرد وهمین سوال را از فرانسوی نمود.

او گفت من دویست هزار دلار میگیرم، صدهزار تا برای زنم و صد هزار تا برای معشوقه ام.

وفتی او هم رفت، ایرانی گفت من سیصد هزار دلار می خواهم.

صد هزار برای خودم

صد هزار تا هم حق حساب شما

صد هزار تاش هم میدیم به آلمانی که واکسن را بهش بزنیم !


پیرمردی در بستر مرگ بود. در لحظات دردناک مرگ، ناگهان بوی عطر شکلات محبوبش از طبقه پایین به مشامش رسید. او تمام قدرت باقیمانده اش را جمع کرد و از جایش بلند شد.


همانطور که به دیوار تکیه داده بود آهسته آهسته از اتاقش خارج شد و با هزار مکافات خود را به پایین پله ها رساند و نفس نفس زنان به در آشپزخانه رسید و به درون آن خیره شد.


او روی میز ظرفی حاوی صدها تکه شکلات محبوب خود را دید و با خود فکر کرد یا در بهشت است و یا اینکه ... همسر وفادارش آخرین کاری که ثابت کند چقدر شیفته و شیدای اوست را انجام داده است و بدین ترتیب او این جهان را چون مردی سعادتمند ترک می کند. او آخرین تلاش خود را نیز به کار بست و خودش را به روی میز انداخت و یک تکه از شکلات ها را به دهانش گذاشت و با طعم خوش آن احساس کرد جانی دوباره گرفته است.


سپس مجددا دست لرزان خود را به سمت ظرف برد که ناگهان همسرش با قاشق روی دست او زد و گفت: دست نزن، آنها را برای مراسم عزاداری درست کرده ام!


یه روز یه استاد فلسفه میاد سر کلاس و به دانشجوهاش میگه:

امروز میخوام ازتون امتحان بگیرم ببینم درسهایی رو که تا حالا بهتون دادمو خوب یاد گرفتین یا نه…!

بعد یه صندلی میاره و میذاره جلوی کلاس و به دانشجوها میگه:

با توجه به مطالبی که من تا به امروز بهتون درس دادم، ثابت کنید که این صندلی وجود نداره؟!

دانشجوها به هم نگاه کردن و همه شروع کردن به نوشتن روی برگه…

بعد از چند لحظه یکی از دانشجوها برگه شو داد و از کلاس خارج شد…

روزی که نمره ها اعلام شده بود، بالاترین نمره رو همون دانشجو گرفته بود !

اون فقط رو برگه اش یه جمله نوشته بود:

کدوم صندلی ؟



همه پیوندها